مفاخر برجسته قم

 

مكانت و موقعيت ويژه مذهبي قم در طول تاريخ، پرورش چهره هاي مشهوري را به دنبال داشته است كه هريك از ايشان نقش به سزايي را در تحولات سياسي، فرهنگي و اجتماعي ايران ايفا نموده اند كه به ذكر خلاصه اي از شرح حال آنان مي پردازيم:


 

 

 

خواجه نصير الدين طوسي 

وي مايه افتخار ايران و يكي از بزرگ ترين دانشمندان جهان اسلام و فخر جهانيان، در پانزدهم جمادي الثاني سال 591 هجري در جهرود از توابع قم ديده به جهان گشود. دوره كودكي را در زادگاه خويش به كسب علم و تحصيل مشغول شد و سپس براي كسب علوم بيشتر به اطراف و اكناف مسافرت نمود و سرانجام در طوس مقيم شد. از اين رو، به طوسي شهرت يافت.

با پيچيدن آوازه علمي خواجه نصير، بزرگان اسماعيلي به ارزش وجودي او پي برده و با بردن او به قلاع اسماعيليه، از گوهر دانش او استفاده كردند. علاقه مغول به نجوم باعث به خدمت گرفتن خواجه نصير پس از فتح قلعه هاي اسماعيليان شد. خواجه نصير با ورود خود به دستگاه حكومت مغول، توانست:

1. به سياستهاي آنان جهت مثبت داده و از خشونت و وحشيگري آنان بكاهد.

2. از آثار نفيس و كتب تمدن اسلامي حفاظت نمايد.

3. آنان را با فرهنگ سياسي، مذهبي و اجتماعي اسلام آشنا و زمينه مساعدي را براي مسلمان شدن حكام مغول فراهم سازد.

4. جان بسياري از علما و دانشمندان را از خشم مغول مصون دارد.

خواجه نصير، رياضيدان بسيار بزرگ، فقيهي متبحر، منجمي بسيار برجسته، حكيمي توانا، سياستمداري حاذق و انساني كم نظير و جامع همه علوم زمان بود كه لقب «استاد البشر» را به او اعطا كردند.

براي روشن نگه داشتن شعله درخشان تمدن اسلام به كارهايي همچون ايجاد رصدخانه مراغه و تحرير كتاب هاي بسيار مهم و تربيت شاگردان پرداخت. كتابهاي مهم او عبارتند از:

1. تجريد الكلام يا تحرير الاعتقاد، در اثبات عقايد شيعه؛

2. تحرير اقليدس كه در شرح و تهذيب هيئت بطلميوسي است؛

3. تحرير مجسطي كه در شرح و تهذيب هيئت بطلميوسي است؛

4. شرح اشارات كه در شرح التنبيهات والاشارات ابو علي سينا در فلسفه و حكمت است؛

5. اخلاق ناصري، در حكمت عملي و اخلاقي؛

6 . اساس الاقتباس، در منطق؛

7. تذكره نصيريه، در هيئت؛

8 . اوصاف الاشراف، در عرفان و تصوف،

9 . معيارة الاشاره، در عروض و قافيه.

خواجه نصيرالدين طوسي سرانجام در 18 ذي الحجه سال 672 ه . ق. رحلت كرد و در كاظمين به خاك سپرده شد.


صدوق اول 

علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي از علماي بزرگ شيعه در قرن سوم و چهارم است. علي بن حسين و پسرش، محمد بن علي را به دليل صداقت گفتار در نقل حديث «صدوقين» مي نامند و هر دو به «ابن بابويه» مشهورند و علي بن حسين را «صدوق اول» نام نهاده اند. تعداد كتب تأليفي صدوق اول را 200 جلد مي دانند. وي در كنار تحصيل در قم، به تجارت نيز مشغول بود و در سال 328 هجري به خدمت «حسين بن روح» از نواب خاص امام زمان عجل الله فرجه رسيد. از اين جهت، مورد احترام علما و بزرگان شيعه است و مزارش در قم زيارتگاه مردم مي باشد.


صدوق ثاني 

از ستارگان درخشان تشيع محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي است. كنيه اش ابوجعفر و لقبش صدوق است كه به همين جهت، او را شيخ صدوق نيز مي گويند. عظمت و شأن آن بيش از آن است كه بتوان آن را بيان كرد.

شيخ صدوق به دعاي امام زمان (عج) متولد شد و در سال 381 هجري در ري وفات يافت و در همان جا دفن گرديد كه آرامگاه وي در شهر ري به ابن بابويه مشهور است. القاب اين دانشمند بزرگ را رئيس المحدثين، شيخ الاجازات، صدوق مطلق ذكر كرده اند. در زمان شيخ صدوق، حكومت شيعي مذهب آل بويه بر ايران حكومت مي كردند و اين عاملي بود تا شيخ صدوق بهتر بتواند به تبليغ تشيع بپردازد. شيخ صدوق به دعوت ركن الدوله ديلمي از قم به ري رفت و از آنجا براي ترويج تشيع دست به يك سري مسافرت زد و در طي اين مسافرتها به بغداد، كوفه، خراسان و نيز ماوراء النهر رفت و در هر كدام از اين مناطق مدتي اقامت كرد. در طي همين سفرها بود كه كتاب مشهور «من لا يحضره الفقيه» را در دهكده ايلاق از توابع بلخ به رشته تحرير درآورد. صاحب بن عباد، وزير مشهور آل بويه كه خود اهل فضل بود و استاد شيخ عبدالقاهر جرجاني محسوب مي شد، به شيخ صدوق ارادت تمام داشت. نوشته اند كه شيخ صدوق كتاب «عيون اخبار الرضا» را كه مشتمل به اخبار ثامن الائمه است، به درخواست اين وزير شهيد تاليف نمود.

تعداد تأليفات شيخ صدوق را حدود 300 جلد ذكر كرده اند و در عظمت علمي او سخنهاي فراواني گفته اند. برخي از كتابهاي اين دانشمندان شيعه از اين قرار است: كمال الدين و تمام النعمه، علل الشرائع، معاني الاخبار، من لايحضره الفقيه، امالي، توحيد، عيون اخبار الرضا، اعتقادات، حقوق الاخوان، صفات الشيعه.


فيض و فيضيه 

عارف، حكيم، شاعر، محدث و مفسر بزرگ محمد محسن فيض كاشاني فرزند شاه مرتضي قمي در سال 1007 هجري در قم ديده به جهان گشود. ملامحسن در قم مرجعيت تامه داشت و مورد قبول عموم بود. پيگيري هاي ملامحسن فيض، شاه عباس دوم را ملزم به تهيه امكانات لازم براي بناي مدرسه اي در كنار حرم حضرت فاطمه معصومه عليها السلام نمود كه به مدرسه فيضيه معروف گرديد.

ملامحسن به دعوت شاه عباس دوم به اصفهان رفت و منصب شيخ الاسلامي و امام جماعت را پذيرفت و شاه عباس دوم شخصاً به او اقتدا نمود. اما پس از فوت شاه عباس دوم، ملامحسن فيض به كاشان رفت و در كنج عزلت به تأليف و تصنيف پرداخت.

ملامحسن فيض در سال 1091 ه . ق. در كاشان رحلت كرد و در همان شهر به خاك سپرده شد. ملاصدرا، لقب فيض را به ملامحسن داده بود؛ چرا كه هم از شاگردان برجسته ملاصدرا در قم بود و هم دامادش محسوب مي شد. داماد و شاگرد ديگر ملاصدرا، عبدالرزاق لاهيجي بود كه ملاصدرا به او نيز لقب فياض داده بود.

مدفن ملا عبدالرزاق لاهيجي در قم مي باشد. حكيم بزرگ، ملاصدرا نيز مدتي در قم به افاضه فيض پرداخت و در همين شهر بود كه اسفار اربعه را تصنيف كرد.


حاج شيخ عباس قمي 

در شهر قم به سال 1294 هجري، حاج شيخ عباس قمي ديده به جهان گشود. پس از تحصيلات ابتدايي، به نجف رفته و در آنجا به كسب علم پرداخت. با فوت استاد خويش، ميرزا حسن نوري، به ايران بازگشت و براي چندسال مقيم قم شد و بعد از آن، مدتي را در مشهد گذراند و از آنجا به نجف مراجعت نمود. در سال 1359 هجري در شهر نجف وفات يافت و در كنار استاد خويش، حاج ميرزا حسن نوري، به خاك سپرده شد.

حاج شيخ عباس قمي تأليفات متعددي دارد كه برخي از آنها عبارت اند از:

سفينة البحار؛ مفاتيح الجنان؛ منتهي الامال؛ تحفه الاحباب؛ منازل الآخرة؛ تتمة المنتهي؛ الكني والاقاب؛ هدية الاحباب؛ الانوار الالبهية.


ميرزا ابوالقاسم بن محمد گيلاني ميرزاي قمي 

در سال 1160 ه . ق. در چاپلق اليگودرز ديده به جهان گشود. پدر ميرزا ابوالقاسم، گيلاني بوده و به دنبال استادش به قم رفت و ميرزا ابوالقاسم از آنجايي كه در قم متولد شد، به «ميرزاي قمي» معروف شد. مدتي را در عراق در محضر آيات عظام وحيد بهبهاني و سيد حسن خوانساري گذراند و سپس به ايران بازگشت و مصادف با دوره فتحعليشاه قاجار در قم اقامت گزيد و حوزه علميه را كه بعد از حمله افغانها، رسميت خود را از دست داده بود، دوباره احيا نمود.

مشهورترين و معروف ترين اثر ميرزاي قمي كتاب «قوانين الاصول» است و گاهي ميرزاي قمي را به نام «صاحب قوانين» مي شناسند و در حقيقت، شهرت كتاب همپاي شهرت نويسنده آن شد.

از آثار ديگرش مي توان: جامع الشتات، الحيوة، معين الخواص، القضاء، كتاب غنايم در فقه، مرشد العوام، رساله در اصول، خمسه اعتقاديه و عقايد حقه اسلاميه، رساله در فقه و اصول و كلام، مقاله متشتة و تعاليق متفرقه در ساير مراقب علميه، رساله در قاعده تسامح و ادله سنن و كرامت، رساله في جواز القضاء والتحليف به تقليد للمجتهد، رساله در قضا و شهادات، رساله مبسوط در ابواب قرايض و مواريث، رساله در حرمت عموم ربابالنسبه به ساير عقود و معارضات.

شهرت وي به حدي رسيد كه فتحعليشاه در ركاب او پياده مي رفت و در مسجد جامع قم، در صف مأمومين به او اقتدا مي كرد.

شاگردان وي شيخ اسدالله شوشتري، محقق اعرجي، و حجة الاسلام رشتي مي باشند.

ميرزاي قمي سر انجام در سال 1231 ه . ق. در قم وفات يافت و او را در مقابرالشيوخ دفن كردند.


حاج شيخ عبدالكريم حائري

پس از رحلت ميرزاي قمي، حوزه علميه يك بار ديگر رونق خود را از دست داد. اين دوره فترت، در حدود يك قرن به طول انجاميد تا در سال 1340 هجري، آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي، توانست حوزه علميه را رونق بخشيده و محلي براي تدريس علوم مذهبي گرداند تا جايي كه او را مؤسس نوين حوزه علميه مي دانند. حاج شيخ عبدالكريم در سال 1276 هجري در قريه مهرجرد از توابع ميبد متولد و پس از گذراندن تحصيلات مقدماتي، جهت كسب علوم مذهبي در حوزه هاي شيعي به عراق عازم گرديد. پس از بازگشت از عراق، مدتي را به دعوت حاج سيد اسماعيل عراقي در اراك به تدريس مشغول گرديد، و سر انجام با قبول تقاضاي علماي مقيم شهر قم، در آن شهر ساكن شد. رونق مجدد حوزه علميه، بناي بيمارستانهاي فاطمي و سهاميه كه به تشويق آيت الله حائري و توسط دو فرد خيّر ساخته شد، در كنار تعمير مدارس قديمي از اثرات حضور آيت الله حائري در شهر قم بود و نقش اساسي را در جريان سيل 1313 ه . ش. در جمع آوري كمكهاي مردمي، و بازسازي اين شهر به عهده داشت.

حضور حاج شيخ عبدالكريم حائري و مرجعيت يافتن ايشان، همزمان با به قدرت رسيدن رضاخان بود و سياست مدبرانه اي كه وي در پيش گرفت علاوه بر نجات حوزه از خطر نابودي، رونق دوباره اي نيز به آن بخشيد. حاج شيخ عبدالكريم حائري در 17 ذي القعده سال 1355 هجري در قم رحلت يافت و در محل تدريس خود، مسجد بالاسر، به خاك سپرده شد.


آيت الله بروجردي 

پس از رحلت آيت الله حائري براي جلوگيري از هم پاشيدن حوزه، سه تن از علماي بزرگ حوزه، يعني آيت الله حجت، آيت الله صدر، و آيت الله خوانساري مشتركاً سرپرستي حوزه را عهده دار شدند، در شرايطي كه هنوز رضاخان در رأس قدرت بود.

هشت سال پس از رحلت آيت الله حائري، به دعوت و تقاضاي علماي بزرگ قم، آيت الله بروجردي سرپرستي حوزه علميه قم را به عهده گرفت كه همزمان با حكومت محمدرضا پهلوي بود. اين مرجع بزرگ، گذشته از سر و ساماني كه به حوزه داد، به تربيت شاگردان و انجام امور مذهبي و فرهنگي كه منشأ آثار مذهبي، فرهنگي و عمراني بسيار در قم و ساير شهرهاي ايران و حتي خارج از كشور بود پرداخت.


ابن عميد قمي 

ابوالفضل محمد بن حسين بن عميد قمي از وزراي بزرگ آل بويه مي باشد و دانشمندي بود كه از محضر شيخ صدوق بهره مي برد. از شاگردان وي «صاحب بن عباد» وزير مشهور آل بويه را مي توان نام برد.


ابوالفتح بن استاد

ابوالفتح پسر ابن عميد است كه با فوت پدرش، به سمت وزارت ركن الدوله ديلمي رسيد و به علت كفايت و تبحر، امور لشكري را نيز در كنار امور كشوري عهده دار شد و پس از فوت وي، «صاحب ابن عباد» به وزارت رسيد.


مجد الملك قمي

مجد الملك، وزارت بركيارق پسر ملكشاه را در دروه سلجوقي بر عهده داشت و نسبت به سادات و علويان توجه خاصي نشان مي داد. مجد الملك در صدد بود دست اندازي امراي لشكري و سران طوايف مختلف سلجوقي به امور را محدود نمايد و نظام اداري را تقويت كند. به خاطر اين، امراي لشكري و سران طوايف توطئه اي را طرح ريزي نمودند و او را كشتند.


عبدالله بن عزيز قمي 

از وزراي امير نوح ساماني بود كه در زندان سبكتكين وفات يافت.


كمال الدين ثابت قمي 

وزير سلطان مسعود سلجوقي بود كه در دستگاه اداري نظام نقش مهمي داشت.


شرف الدين ابوطاهر قمي

وزير سلطان سنجر سلجوقي بود


مؤيد الدين قمي 

در دستگاه خلافت مقام مهمي را دارا بود و سر انجام وزير ناصرالدين ... خليفه عباسي گرديد.


ابن علقمي قمي 

مؤيد الدين ابوطالب محمد بن احمد بن علي علقمي قمي، مشهور به ابن علقمي، وزارت آخرين خليفه عباسي را به عهده داشت. ابن ابي الحديد شافعي، شرح نهج البلاغه را به نام اين وزير تأليف كرد.


احمد قمي 

متولد 360 هجري، ابوعلي احمد بن اسماعيل بن عبدالله، عالم، اديب و از شاگردان احمد بن محمد برقي و مدتي وزير دربار ديالمه بوده است. از شاگردان وي ابن العميد را مي توان نام برد. كتاب «العباسي» در تاريخ خلفاي عباسي و نيز كتاب « الامثال» از جمله آثار وي مي باشند.


حسن قمي (متولد 510 هجري)

ابومحمد حسن بن حسين بن حسن قمي فقيه امامي وجد شيخ منتخب الدين بود. از جمله آثارش: العبادات، الاعمال الصالحات، سيرة الانبياء و الائمة.


حسن قمي (متولد 1121 هجري)

حسن بن عبدالرزاق بن علي لاهيجي گيلاني، فياض قمي، امامي، حكيم و متكلم صوفي بوده كه متولد و ساكن و متوفي در قم مي باشد. آثار عمده وي عبارت استاز: حقيقة النفس، آيينه حكمت، ابطال التناسخ بثلاثة براهين، زواهر الحكيم فيعلم الحكم.


حسن رضوي قمي 

حاج ميرزا حسن بن عزيرالله بن حسن رضوي قمي، از علماي اماميه، فقيه، اديب و شاعر بود كه در تهران، در بحث سيد عبدالكريم لاهيجي شركت داشت. سپس به نجف رفت و نزد شيخ الشريعه اصفهاني و ملا محمد كاظم خراساني به كسب علم پرداخت و در سال 1326 هجري به قم بازگشت و از آثارش مي توان: نهاية المأمول في شرح كفاية الاصول و ديوان شعر را نام برد.


محمد قمي (متولد 412 هجري)

ابوالحسن محمد بن احمد بن علي قمي، فقيه امامي مي باشد. از آثار آن بزرگوار است مأة منقبة، بستان الكلام، ايضاح الدقائق.


ابوجعفر محمد قمي 

ابوجعفر محمد بن جعفر بن احمد قمي در قرن چهارم مي زيسته است. از خصوصيات وي: امامي، فاضل، اديب نحوي و لغوي را مي توان نام برد. وي با كليني معاصر بوده است. از آثار اوست: طبقات الرجال، كتاب تفسير اسماء الله.


علي قمي (متولد 329 هجري)

ابوالحسن علي بن ابراهيم بن محمد انصاري، منجم، رياضي دان، متولد و متوفي در دمشق مي باشد كه به مصر و اسكندريه سفر نمود. از آثار عمده اش: الاسطرلاب، خلاصه الزيج الجديد، خلاصه نزة السابع في العمل بالربع الجامع، خلاصه زيج ابن شاطر را مي توان نام برد.


محمد علي قمي 

محمد علي بن محمد جعفر قمي حائري متولد 1293 هجري مي باشد. فقيه امامي و اصولي است كه نزد آخوند خراساني و ميرزاي شيرازي به كسب علم پرداخت. از آثار آن بزرگوار است: حاشيه الكفاية، رد علي الوهابية، و كتاب الاصول.


محمد طاهر قمي 

محمد طاهر بن حسين شيرازي قمي، متولد به سال 1098 هجري، عالم امامي، فقيه متكلم و محدث بزرگ شده در نجف، و ساكن و متوفي در قم مي باشد. آثار عمده وي عبارت است از: حكمة العارفين في رد شبه المخالفين، الفوائد الدينيه في الرد علي الحكما والصوفيه، الاربعون في فضائل اميرالمؤمنين.


آذر بيگدلي (متولد 1134 هجري)

لطفعلي آذر بيگدلي در اصفهان متولد شد و در قم به تحصيل پرداخت. به علت مهارت وي در شعر و ادب، به دربار شاه سليمان دوم و شاه اسماعيل سوم صفوي راه پيدا كرد. سبك وي در سرودن شعر، سبك قديم و خراساني مي باشد. تذكره آتشكده وي شامل شرح حال عده اي از شاعران قديم و معاصر آذر بيگدلي است. اثر ديگر وي مثنوي «يوسف و زليخا» است.


صهبا

وي آقا محمد تقي پسر ملا يدالله است كه جد وي از ولايت آسمان آمده و در خاك مقدس قم ساكن شد كه آقا محمد تقي در آنجا متولد و پس از سي سال به اصفهان مهاجرت نمود و در محضر استاد مير مشتاق شاگرد بود و در شيراز به سراي باقي شتافت.


شعف 

آقا عبدالله به شغل كفش دوزي اشتغال داشته اما طبع بسيار لطيفي در سرودن شعر داشت كه مجموعه آثار وي بعد از فوت ايشان، در انقلاب محمود افغان به تحليل رفت.


وفا

ميرزا شرف الدين از جمله سادات دارالمؤمنين قم و از متوليان آستانه حضرت معصومه عليها السلام مي باشد. وي در اواخر دولت نادري به هندوستان رفت و پس از سي سال به ايران مراجعت نمود.(1)